مجموعه راه های نا متناهی -ای هست برای روایت یک داستان !
کافیست ثابت کنیم به ازای هرX+۱ ، X ای وجود دارد که هنوز به ذهنمان نرسیده !!
----------------------------
به خیالت فقط من و تو شب تا صبح زیر لحاف پنهان می شویم و گریه امانمان نمی دهد؟
دو سه شب است خواب می بینم میبارد
یکهو می پرم که مسواک کنم قبل از اذان...زمین خشک است و نمازم...
می دانی؟
اینکه هی بوی باران می دهد
اینکه هی هوای باریدن دارد
اینکه هی سرخ می شود از ابر های سیاه
اینکه هی وسوسه می شود ببارد
و نمی بارد
مرا بد عاشق خودش کرده
فکر کن ! دارد ناز می کند برای من و تو !
و عجب نازش خریدار دارد! ... چه بازاری ! ... هیاهوووووووووو!
---------------
من ؟!؟ محبوبه !؟! ذهنم مرور می کنه ولی کم میاره ؟! در یادآوری!
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم آبان 1384ساعت 18:37  توسط
|