یه جایی توی نوشته هام پیدا کردم...زمانی که کوچک(؟) بووووووووودم :)))))))) حسابی !!!!!!
------------------------------------------------
هنگامي كه قلم به دست گرفت
انگار تنها آموخته بود كه چگونه خط خطي كند.
و او خط خطي كرد...
آسمان را...
زمين را...
آدم ها را...
و همه چيز را...
همه چيز خط خطي شد،محو شد، نابود شد.
واو شادمان از نگارگري خود،
در نيافت كه خدا هنوز سفيـــــد سفيد است.
بدون هيچ خطي...
----
حالا راه راه های خاکستری میبینیم... یکی...دوتا...۵ تا ...خطها گم شد...و از اول.........
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم دی 1384ساعت 13:41  توسط
|
